
داداش امیر حسینم رفت تراکتور!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

همش تقصیر مظلومیه!!!
من داداشمو می خوام!!
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم مهر 1390 11:22 توسط معصومه
|
سلام
روزای خوبیه این روزا(با شما نیستم آقا یا خانم پرسپولیسی)همه چی آرومه،همین جوری بازی می کنیم و می بریم،کایتان فرهادمونم جوون تر شده و گلای قشنگ تری می زنه،بازیکن خوب زیاد داریم و امیدواریم به پایان لیگ!البته اون چیزی که بیشتر خوشحالمون می کنه(البته نه از ته دل)همینجوری زرت و زرت نتیجه نگیری لنگیاست!خوب امتیاز نمی گیرن این روزا!همین دو سه روز پیش که با مس سرچشمه بازی داشتن نمیدونستم بگم خوش به حال لنگیا یا خوش به حال مسیا!آخرم نفهمیدم خوش به حال کدومشون شد!به نظر من که اون یه امتیازم حق لنگیا نبود!!
به هر حال یه حسی بم میگه اس اس امسال قهرمان میشه،جرئت داری بگو نه؟!!

+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1390 15:43 توسط 6 سرخابی
|
دلم گریه میخواهد...
ماههاست دلم گریه میخواهد...گریه برای به سرانجام نرساندن چیزهایی که از دست رفنه اما همه انها به کنار...
دلم گریه می خواهد...
چند روزیست که سوای از ماههای قبل دلم گریه میخواهد...گریه برای رفتن کسی که واقعا دوستش داشتم...

دلم گریه می خواهد...بغضم فریاد میخواهد.
به که میتوان گفت؟به کدام سو میتوان رفت؟
روز اول باورم نمیشد.چند باری اخبار گوش دادم و از این و آن پرسیدم تا بالاخره مطمئن شدم رفته...پرکشیده و رفته.
نتوانستم زود تر از این بیایم از نبودنش بنویسم.
آخر می آمدم چه مینوشتم؟!!چه مینوشتم؟اغ ها رفت!
الان چه بنویسم جز از بغضی که آزارم میدهد؟
تیترهای روزنامه ها را بنویسم خوب است؟آخرین پرواز عقاب آسیا...دروازبان ما از دروازه بهشت گذشت...و یه عالمه تیتر عذاب آور دیگر.
نه!فقط مینویسم:
عقاب از سرزمین کلاغ ها رفت!
استقلال مگر بدون او میشود؟
دلم گریه میخواهد
دلم تا ابد گریه میخواهد...
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر 1390 22:9 توسط معصومه
|